كنترل از راه دورروزي روزگاري پير مردي كه در مكزيك زندگي مي كرد براي پسرش كه چند ماه قبل از طريق غير قانوني وارد امريكا شده و توسط پليس فدرال دستگير و به زندان انداخته شده بود نامه اي بدين مضموم نوشت:پسر عزيزم اميدوارم سالم و سلامت باشي مادرت برايت بسيار دل تنگي ميكند و همواره چشم به راه توست ، اگر از حا ل و روز ما جويا باشي بعد از خشك سالي پارسال كه بيشتر محصول مان نابود شد امسال هم اميد چنداني به كشت محصول جديد ندارم چون كه با رفتن تو در من ديگر رمقي براي شخم زدن زمين نمانده است بنابر اين فكر مي كنم امسال هم سال بسيار سختي خواهيم داشت مواظب خودت باش.- پدرت چند روز پس از اين ، نامه اي از پسر رسيد. در نامه پس از احوال پرسي هاي متداول پسر چنين نوشت: پدر عزيزم مجدانه از شما خواهش مي كنم به هيچ عنوان در غياب من زمين را شخم نزنيد زيرا كه من تعدادي اسلحه در زيرمزرعه پنهان كرده ام.لازم به ياد آوري است كه اين مسئله بايد پيش من و شما بماند چون بسيار محرمانه است.مادرم را مي بوسم.- پسر شما دو روز بعد گروهي از ماموران FBI به مزرعه پيرمرد يورش برده و تمامي مزرعه را براي يافتن اسلحه ها زير و رو كردند. فرداي آن روز پسر طي تلگرافي براي پدرش چنين نوشت : اين تنها كاري بود كه از دست من براي شما برمي آمد! منبع: كي ناز مقدم
Valid XHTML 1.0 Transitional ::
Valid CSS ::
Copyright © 2004-2008 All rights reserved. Pecup.com
نقل مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است
|
يادداشتي براي اين صفحه وجود ندارد. [افزودن يادداشت]