گزنفون
گزنفون
وی با سپاه یونانی مزدور به یاری کوروش کوچک ، می رود که با اردشیر دوم برادر بزرگ تر کوروش کوچک برای جدالی بزرگ صف آرایی کرده اند.آنچنان که گفتنی است کوروش کوچک فردی بسیار بالیاقت و کاردان بوده که به سبب عدم دستیابی به تاج و تخت بر علیه برادر بزرگ تر خویش اقامه جنگ می نماید اما از آنجا که عمده سپاه وی را مزدوران یونانی تبار تشکیل داده بودند و این سپاه از انسجام و انگیزه کافی برخوردار نبوده ، در جنگ با اردشیر دوم میدان جنگ را رها کرده و می گریزند. بدین ترتیب طومار زندگی کوروش کوچک در هم پیچیده می شود.اردشیر دوم اگرچه در نگهداری از ملک پارس اهتمام می ورزد اما به جهت تعدد زوجین و بالبطع تعدد فرزندان ، دربار را محیطی آلوده و مختنق می سازد ، آنچنان که پس از وی عمده پادشاهان درگیر خون و خونریزی و برادکشی و یا قربانی خیانت و دسیسه ها می شوند چراکه زنان و شاهزادگان درباری وارد مسائل عمده کشور شده و پایه های امپراطوری افسانه ای هخامنشیان را ویران می کنند. تاریخ بنا به خواست و سلیقه مورخان که عمدتاً یونانی تبار بوده اند نگاشته شده است لذا در این باره نیز یونانیان به توجیه شکست خود پرداخته و عنوان می کنند کوروش کوچک ایشان را به بهانه جنگ دیگری روانه کارزار نموده و حال آنکه ایشان با ارتش بزرگ امپراطوری پارس روبرو می شوند و این دلیل برای عدم انسام یونانیان می گردد.البته در مسیر بازگشت سپاه مزدور یونان جنگ هایی نیز در می گیرد که د نهایت این سپاه لطمه یده به یونان باز می گردد ، گزنفون حاصل تجربیات خود را در این بازگشت صعب و سخت در کتاب Anabasis می اورد که همین کتاب گویی راهنمای اسکندر جهت لشکرکشی به پارس می گردد. گزنفون در نبود رهبر و توسط خود سپاهیان ، سردار بخشی از سپاه یونانی مزدوری می گردد که به یاری کوروش کوچک آمده بودند و پس از شکست از اردشیر دوم به همراه سپاه ده هزار نفری خود به یونان باز می گردند. وی پس از این حوادث و به بهانه همکاری با شاه اسپارت بر علیه آتن از یونان تبعید شده و به زندگی تنها و آرام روی می آورد ، اسپارت ها به وی ملکی را نزدیک المپیا هدیه می کنند و وی تا پایان عمر در آنجا زندگی کرده و عمده آثار خود را در این دوره خلق می نماید.
حدود امپراطوری پارس و مسیر لشکرکشی گزنفون به همراه ده هزار سرباز شکست خورده
گزنفون در دوستی فردی وفادار و در رفتار و کنش بسیار ملایم بودهاست و در شناخت مردم ، مهارت خاصی داشته و با نشان دادن عیب آنان به خودشان آنها را به تقوا و زهد و تحصیل فرا میخواندهاست . تصویر ساده و بی پیرایه گزنفون از سقراط بیانگر انسانی است که بیش از هر چیز پایبند به اخلاق بوده و آدمی را نیک میشناخته و از این رو در داوری در باره آنان تساهل میورزیده اسن . چنین ترسیمی از سقراط ممکن است در بعضی موارد بسیار ساده لوحانه به نظر آید و همین امر نیز باعث شده تا برخی داوری گزنفون را در بارهٔ سقراط نوعی ابتذال و آن را تصویری بی رمق و ناچیز از آن حکیم فرزانه تلقی کنند. 'گزنفون بیشتر بدان جهت برای ما ایرانیان قابل احترام است که کوروش بزرگ را مورد تقدیر و احترام بسیار قرار داده و او را بزرگترین پادشاه جهان می نامد.کتاب کوروش نامه او یکی از برترین آثارش می باشد که در آن به تفسیر زندگی و مرام کوروش بزرگ می پردازد. گزنفون با آن که یونانی بوده در کتاب Cyropaedia و یا تربیت کوروش ‘ آن چنان از کوروش تجلیل بعمل آورده که میتوان گفت هیچ کس تا کنون از پادشاهی آنقدر نمجید نکرده است.گزنفون در این کتاب از کوروش بصورت یک انسان کامل یک سرمشق بیمانند زمامداری و یک مربی ایده آل و یک رهبر عالیقدر نام برده است.گزنفون می نویسد‘ کوروش نابغه بزرگی بود که در تمام عمر از هدفی مقدس و عالی پیروی می کرد. او دست انسانها و طالب علم و حکمت و راستی و درستی بود. کوروش عقیده داشت پیروزی بر کشوری این حق را برای سردار پیروز ایجاد نمیکند که ملت شکست خورده را اسیر کند. در هنگام جنگ باید سعی کرد که آتش جنگ به کشاورزان و مردم غیر سپاهی سرایت نکند و شهر شکست خورده را نباید غارت کرد. کوروش موفق شد حتی ملتهای شکست خورده را نیز شیفته خود کند بطوری که پارسیان او را پدر خواندند و ملتهایی که بوسیله کوروش مغلوب شده بودند او را خداوندگار می نامیدند . کوروش برترین مرد تاریخ دنیا‘ بزرگترین ‘ بخشنده ترین ‘ پاک دل ترین و دریادل ترین مردان بود و بزرگترین هواخواه فرهنگ و آموختن بشمار می رفت. در زیر فقط پارگرافی از متن این کتاب آورده شده است : روزي اين فكر به خاطرم خطور كرد كه شبانان فرمان رواي گاوان هستند ، و بالاخره تمام كساني كه چوپان ناميده مي شوند و دسته هاي حيوانات را به عنوان نگهبان و حافظ ، حفظ و حراست مي كنند ، فرمان رواي همان حيوانات هستند . نتيجه اي كه از اين تفكرات گرفتم مويد اين مطلب است كه گله هاي حيوانات بهتر از شبانان خود اطاعت مي كنند تا مردم از كساني كه بر آنان حكومت مي كنند . چه گله ها به همان محلي كه شبانان هدايتشان مي كنند روان مي شوند ، در چراگاهي كه آنان را رها مي كنند مي چرند و شبانان را مختار ، و خود را مقيد مي دانند كه از آنها پي روي كنند . هيچ گاه شنيده نشده است گله اي عليه شبان خود قيام كند ، از راه نمايي اش سر پيچي كند . حال آنكه آدميان به عكس آنانند ، زيرا پيوسته مترصدند كه از كساني كه بر آنان حكومت مي كنند سر پيچي كنند . نتيجه اين تفكرات به اينجا منتهي شد كه براي انسان بسي آسانتر است كه بر حيوانات حكومت كند تا بر آدميان . ولي وقتي ملاحظه كردم كه چگونه كورش ، شاه ايران ، بر عده زيادي از مردم جهان حكومت كرد و آنان را تحت امر خود در آورد از عقيده خود عدول نمودم و ناچار به اين اعترافم كه نه تنها حكومت بر آدميان كار سختي نيست بلكه مسئله دشواري نيز نخواهد بود ، مشروط بر آنكه حكومت كننده همچو كوروش با تدبير و كياست باشد . كوروش نامه / فصل اول / مشكلات حكومت بر مردم .
Valid XHTML 1.0 Transitional ::
Valid CSS ::
Copyright © 2004-2008 All rights reserved. Pecup.com
نقل مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است
|
يادداشتي براي اين صفحه وجود ندارد. [افزودن يادداشت]